*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤١٥٧٨٨ ١٠:٠٤ - 1399/09/01   پرس و جو شماره 646 ارسال به دوست نسخه چاپي


پرس و جو شماره 646

آیا اعــتــقـــاد به امامت معصــوم (علیهم السلام) با خاتــمــیـت پیامبــــر اســلام (صلوات الله) تعــــارض دارد؟


ممکن است عده ای از سر جهل یا با هر انگیزه دیگری، این اعتقاد واضح و روشن شیعه را نادیده گرفته و تصویری نادرست از باورهای آنان راجع به رابطه خاتمیت و امامت ارائه دهند. همچنان که برخی در تریبون‌‌های شفاهی و نوشته‌‌های شان مدعی شده اند که شیعیان شخصیتی همانند پیامبر (صلوات الله) برای ائمه قائل اند؛ زیرا اولا آن‌ها ‌را معصوم می‌دانند و ثانیا آن‌ها ‌را دارای حق تشریع احکام معرفی می‌کنند و ثالثا معتقدند ائمه با ارتباطی شبیه وحی که با خداوند دارند، از علم غیب برخوردارند. از این رو خاتمیت نزد شیعه امری مخدوش و متزلزل است.


شیعیان همانند تمامی مسلمانان دنیا و با تبعیت از آیات1 و روایات2 صریحی که به دست شان رسیده، معتقدند که پیامبر اسلام (صلوات الله)«خاتم النبیین» است و بعداز وفات ایشان، وحی دیگر به صورت تشریعی و آن گونه که بر حضرت شان نازل میشد، بر هیچ کس دیگری نازل نشده است. در بیانی تاریخی از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است که بعداز دفن پیامبر اکرم (صلوات الله) فرمودند: «بأبی أَنتَ و أُمّی یا رَسولَ الله لَقَدِ انْقَطعَ بِمَوْتِک ما لَم ینقَطِع بِمَوتِ غَیرِک مِنَ النَّبُوَّة»3؛ پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا، با رحلت تو چیزی قطع شد که با مرگ هیچ پیامبری غیر از تو قطع نشد و آن همان نبوت است.

با این حال ممکن است عده ای از سر جهل یا با هر انگیزه دیگری، این اعتقاد واضح و روشن شیعه را نادیده گرفته و تصویری نادرست از باورهای آنان راجع به رابطه خاتمیت و امامت ارائه دهند. همچنان که برخی در تریبون‌‌های شفاهی و نوشته‌‌های شان مدعی شده اند که شیعیان شخصیتی همانند پیامبر (صلوات الله) برای ائمه قائل اند؛ زیرا اولا آنها را معصوم میدانند و ثانیا آنها را دارای حق تشریع احکام معرفی میکنند و ثالثا معتقدند ائمه با ارتباطی شبیه وحی که با خداوند دارند، از علم غیب برخوردارند. از این رو خاتمیت نزد شیعه امری مخدوش و متزلزل است.

ماهیت، ویژگی‌‌ها و مأموریت‌‌های «نبی» در نگاه شیعه

برای پاسخ به ادعای فوق، مشاهده و بررسی منصفانه و بی طرفانه عقاید شیعه کافی است. نبی در اصطلاح علم کلام به کسی گفته میشود که ضمن دارا بودن صفاتی مانند علم، عصمت و واجب الاطاعة بودن، باید دارای مؤلفه‌‌های دیگری مانند ادعای نبوت، نزول وحی از طرف خدا و در صورت لزوم، برخورداری از معجزه نیز است.4 مؤلفه‌‌هایی که مختص پیامبران است و امامان معصوم (علیه السلام) هیچ گاه ادعای برخورداری از آنها را نداشته و شیعیان آنها هم هیچ گاه پیشوایان خود را به آن حد نبوت و نزول وحی تشریعی و معجزه آوردن ارتقا نداده ند.

بر اساس شؤون انبیاء میبینیم که پیامبر اسلام (صلوات الله) در زمان حیات شان مسئولیت‌‌های مختلفی بر عهده داشتند که برجستهترین و مهمترین شان عبارت اند از:

دریافت و ابلاغ وحی: این همان شأن اساسی نبوت و به تعبیر دیگر گوهر پیامبری است. قرآن مجید در موارد متعددی بر رسالت پیامبران الهی و به ویژه پیامبر اسلام (صلوات الله) تأکید کرده است.5

تبیین وتفسیر وحی: بیان معصومانه وتوضیح آموزه‌‌های وحیانی برای امت و رفع هرگونه اختلاف در فهم و کشف وتفسیر دین از جمله وظایف پیامبر است. قرآن دراین باره میفرماید: «وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»6؛ وکتاب [قرآن] را بر تو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی ایشان نازل شده است، بیان و تفسیر نمایی.

ولایت و زمامداری امت: از دیگر شئون پیامبر اسلام (صلوات الله) تأسیس دولت اسلامی و رهبری و مدیریت کلان اجتماع در چارچوب قوانین الهی بوده است. قرآن در موارد مختلف به ابعاد گوناگون این مسأله پرداخته و بر ولایت و رهبری آن حضرت و اطاعت و فرمانبرداری امت از آن حضرت در مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تأکید کرده است.7

پیامبر اسلام (صلوات الله) بر اساس این مسئولیت‌‌ها و شؤون، تا آخرین روزهای حیات مبارک شان، لحظه ای از این مأموریت‌‌های شان غافل نشدند. اما آیا وظایفی که ایشان به آنها میپرداختند، باید بعداز وفات شان، بدون متولی باقی میماندند؟

ائمه، متولیان شؤون غیر اختصاصی پیامبر

ما شیعیان معتقدیم که پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلوات الله) خاتم انبیاء است. علمای لغت خاتم را به رسیدن چیزی به انتهای خود8 و مهر زدن بر چیزی9 معنا کرده اند و بدیهی است تا چیزی به انتها نرسد مهر تأیید نمی خورد.

ما معتقدیم آن چیزی که در رسالت آن حضرت به انتها رسیده، شأن بسیار مهم ایشان در «تلقی وحی و شریعت الهی از سوی خدا و ابلاغ آن به مردم» بوده است. یعنی همان شأن خاص وجود مقدس ایشان که قابل تسرّی و تحقق در موجودات دیگر نیست.

اما اختصاص این شأن به آن حضرت، ربطی به دیگر شؤون ندارد. ما معتقدیم که «امامت» استمرار نقش پیامبر در دو حوزه دیگر یعنی «تبیین و تفسیر دین» و «حوزه مدیریت و رهبری امت اسلام» است. بنابراین هیچ تعارضی بین ختم نبوت و امامت وجود ندارد.

با این توضیح - و چنانچه در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد - برخورداری ائمه (علیهم السلام) از عصمت، ارتباط با غیب و علوم غیر اکتسابی و بیان و اقامه شریعت، نافی و ناقض «خاتمیت» نیست.

عصمت

اعتقاد شیعه به عصمت ائمه اهلبیت (علیهم السلام) به هیچ وجه به معنای نبی انگاشتن آنها نیست. این اعتقاد مبتنی بر براهین متعدد عقلی است. اگر امامت را به این شکل تعریف کنیم که امری است متمم نبوت از نظر بیان دین، یعنی به آن دلیل وجودش لازم است که وظیفه پیامبر را در بیان احکام انجام دهد، به همان دلیل که پیغمبر باید معصوم از اشتباه و گناه باشد10 امام نیز باید چنین باشد.11

علوم غیر اکتسابی ائمه (علیهم السلام) و ارتباط با غیب

علوم الهی ائمه که علومی غیراکتسابی اند، از منابع مختلفی سرچشمه میگیرد: منابعی مانند علومی که پیامبر اکرم (صلوات الله) به حضرت علی (علیه السلام) به صورت عادی یا با اشراق و افاضه باطنی آموخت و از سوی آن حضرت نیز به صورت سینه به سینه به دیگر ائمه (علیهم السلام) رسید. یا علومی که به واسطه حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها به دیگر ائمه (علیهم السلام) رسید و یا علومی که توسط الهامات الهی یا با هم کلام شدن ائمه (علیهم السلام) با فرشتگان به آن حضرات رسیده است.12

ادعای علم غیراکتسابی و همچنین ارتباط ائمه (علیهم السلام) با عالم غیب از طریق الهام و وحی غیرتشریعی، ملازمه ای با نبوت نداشته و هیچ یک از اندیشمندان شیعه نیز چنین قصدی را نداشته اند.13 به عبارت دیگر اینکه ائمه با الهامات غیبی با فرشتگان و خداوند همکلام شوند و با آنها ارتباط داشته باشند، به معنای نبوت جدید یا نقض خاتمیت نیست. شهید مطهری تصریح میکند که: «ممکن است بشری از لحاظ صفا و کمال و معنویت برسد به مقامی که به قول عرفا یک سلسله مکاشفات بر این او رخ دهد و حقایقی از طریق علم الهامی به او ارائه شود».14

خداوند متعال اخبار آسمانی را درجه بندی و برای هر مقامی اخبار مناسب همان سطح را ارسال کرده است. انبیا صاحب عالی ترین مقام اند و در نتیجه بالاترین خبر آسمانی هم بر آنها نازل شده است. اما غیر انبیاء - حتی بدون وجود و وساطت انبیاء - از اخبار آسمانی محروم نیستند. خداوند در مورد مادر حضرت موسی (علیه السلام) در آیه 38 سوره طه میفرماید: «إِذْ أَوْحَیْنا إِلى أُمِّکَ ما یُوحى»؛ آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم. روشن است که مادر حضرت موسی (علیه السلام) پیامبر نبود اما خداوند آنچه را لازم بود بی واسطه به او الهام کرد. وقوع چنین چیزی برای ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نیز ممکن و واقع بوده و در عین حال منافاتی با خاتمیت پیامبر اسلام (صلوات الله) نداشته است.

شأن ائمه (علیهم السلام) در بیان و اقامه شریعت

ائمه هیچ وقت چیزی را از نزد خود و مستقلا تشریع نمیکنند. بر اساس باورهای اسلامی، این فقط خداوند است که احکام را تشریع میکند و حتی پیغمبر (صلوات الله) نیز اخذکننده قوانین تصویب و تشریع شده الهی به وسیله وحی است و خود او حق تشریع ندارد و بنابراین به امامان و اوصیای پیامبر به طریق اولی حق تشریع ندارند. بنابراین ائمه اهل بیت (علیهم السلام) بیان احکام حلال و حرام را به نحو مستقل انجام نمیداند و در این مورد کاملا تابع و پیروی رسول اکرمص بودند.

به طور کلی میتوان گفت در نظام معرفتی شیعه، پیامبر اکرم (صلوات الله) شریعت الهی را ابلاغ و تا زمان حیات مبارک شان، اجرا کردند اما وظیفه ادامه اقامه آن و نیز تبیین همه جنبه‌‌ها - با استفاده از آیات قرآن و احادیث و آموزه‌‌های نبوی - و حفظ آن از تحریف بر عهده ائمه (علیهم السلام) بود.

سخن پایانی

در کتاب‌‌های کلامی، بحث‌‌های مختلفی راجع به مأموریت‌‌ها و مسئولیت‌‌های «امام» بیان شده است. وطایفی همچون امر و نهی در رسیدن به کمال15، مرجعیت حل اختلاف16 و... . اما چیزی که با اندک مطالعه ای برای هر پژوهشگر منصف و بی غرضی واضح میشود، وجود تمایز آشکار بین «نبوت» و «امامت» در عقاید شیعه است.

منبع: پایگاه اطلاعرسانی آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی

..............................................

پینوشتها

1.مثلا آیه 40 سوره احزاب: «ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّین‏»؛ محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست ولى رسول خدا و ختم کننده و آخرین پیامبران است‏.

2.یکی از مشهورترین این روایات که مورد تصدیق منابع شیعه و اهل سنت است، روایت نبوی معروف به «حدیث منزلت» است که در آن پیامبر (صلوات الله) به امام علی (علیه السلام) فرمودند: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی اِلّا أنـّه لانَبیّ بَعدی»؛ تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این که بعد از من پیامبری نخواهد بود. الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407هـ ق، چاپ چهارم، ج 8، ص 107.

3. نهجالبلاغة، شریف الرضى، محمد بن حسین‏، محقق/ مصحح: فیض الإسلام‏، نشر هجرت‏، قم‏، 1414هـ ق، چاپ اول‏، ص 355.

4. بدایه المعارف الالهیه فی شرح عقاید الامامیه، خرازی، سید محسن، موسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1424هـ ق، چاپ یازدهم، ج 1، ص 211 و 212.

5. این شأن نبوی در آیات مختلفی از قرآن مجید مورد اشاره قرار گرفته است. مثل آیه 20 سوره آل عمران، آیات 92 و 99 سوره مائده، آیات 35 و 82 سوره نحل و... .

6. سوره نحل، آیه44.

7. این شأن نبوی نیز در آیات متعددی از قرآن هم چون آیات 49 و 55 سوره مائده و آیه 7 سوره حشر و آیه 65 سوره نساء و... مورد اشاره قرار گرفته است.

8.مفردات ألفاظ القرآن‏، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، محقق: داوودى، صفوان عدنان‏، دار الشامیة، بیروت، 1412هـ ق، ص 275.

9.همان.

10.پیام قرآن‏، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران، 1386هـ ش، چاپ نهم، ج 7، ص 177.‏

11. مجموعه آثار شهید مطهری، مطهری، مرتضی، انتشارات صدرا، قم و تهران، 1392هـ ش، ج 4، ص 742.

12.بدایه المعارف الالهیه، همان، ج 2، ص 46 و 47.

13.مجموعه پرسش‌‌ها و پاسخ‌‌هاى دانشجویى، دفتر چهارمامام شناسی، کاشفی، محمدرضا، شاکرین، حمیدرضا، دفتر نشر معارف، قم، 1389هـ ش، چاپ دوم، ص 23.

14.مجموعه آثار شهید مطهری، همان، ج 29، ص 504.

15.ر.ک: منشور جاوید قرآن، سبحانی تبریزی، جعفر، موسسه امام صادق، قم، 1383هـش، چاپ دوم، ج 5، ص 252.

16.مجموعه آثار شهید مطهری، همان، ج 29، ص 512.


خروج