*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخبار افق, اخبار افق شماره خبر: ٤١٦٨٨٣ ١١:١٥ - 1399/11/23   آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در پیام تصویری به همایش نقش اندیشه‌های عرفانی امام در شکل‌گیری انقلاب  ارسال به دوست نسخه چاپي


آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در پیام تصویری به همایش نقش اندیشه‌های عرفانی امام در شکل‌گیری انقلاب

انقلاب ایران ثمره فقه جواهری و عرفان اسلامی


این مرجع تقلید گفتند: امام راحل(قدس سره) با فقه جواهری انقلاب اسلامی ایران را راه‌اندازی کرد که این فقه اصغر است و با ولایت فقیه در فقه اصغر، انقلاب سامان پذیرفت و در بعد جهانی از منظر فقه اکبر که ولایت عرفانی است و نه ولایت فقهی، آن را هم سازمان‌دهی کرد.

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسرا، همایش بینالمللی نقش اندیشههای عرفانی امام خمینی(قدس سره) در شکلگیری انقلاب اسلامی ایران با پیام تصویری حضرت آیتالله جوادی آملی، 15بهمن در محل دانشگاه ادیان و مذاهب در قم برگزار گردید. متن کامل پیام معظمله به این شرح است:


أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمدلله رب العالمین‏ و صلیالله علی ‏جمیعالأنبیاء والمرسلین‏ و الأئمة الهداة المهدیین و فاطمةالزهراء سیدة نساء العالمین بهم نتولی ‏و من أعدائهم ‏نتبرء إلی الله».

میلاد وجود مبارک فاطمه زهرا(علیها السلام) را به پیشگاه خاتم اوصیا و امت اسلامی تهنیت عرض میکنیم و همچنین زادروز سلاله طیب و طاهر آن بانو، امام راحل(قدس سره) را گرامی میداریم. مقدم شما دانشمندان، علما، فرهیختگان، نخبگان علمی را ارج مینهیم و از برگزارکنندگان این نشست و همایش و مذاکرات علمی و عملی قدردانی میکنیم و از ذات اقدس الهی مسألت میکنیم، روح مطهر امام راحل را بهبرکت صدیقه کبری و اهلبیت(علیهم‌السلام) با آن ذوات قدسی محشور بفرماید و به همه شما سعادت دنیا و آخرت عطا کند و علم صائب و عمل صالح را بهره همه ما بفرماید.

محور بحث این است که مقام عرفانی امام(قدس سره) در اثرگذاری ایشان نسبت به این انقلاب جهانی، اسلام، ایران و جهان چیست؟ امام راحل(قدس سره) با فقه جواهری، انقلاب اسلامی ایران را راهاندازی کرد که این فقه اصغر است و با ولایت فقیه در فقه اصغر، انقلاب سامان پذیرفت و در بعد جهانی، از منظر فقه اکبر که ولایت عرفانی است و نه ولایت فقهی، آن را هم سازماندهی کرد. خود امام عارفانه این معارف را طی کرد؛ هم سفر «من الخلق إلی الحق» را، هم سفر «من الحق إلی الحق بالحق» را، هم سفر «من الحق إلی الخلق بالحق» را و هم آخرین سفر را که سازنده انقلاب بود، «من الخلق إلی الخلق بالحق» طی کرد.1 چون در سفر، یک راهنما و یک همراه و یک نور و یک صراط لازم است و همه اینها در بستر أسفار أربعه تأمین شده است و خود امام(قدس سره) آنطوری که در مقدمه بنیان مرصوص مبسوطاً آمده است، أسفار أربعه را عمیقاً طی کرده است2 [ایشان] با جامعیت بین فقه اکبر و اصغر شروع به انقلاب کرد.

برخی تکبعدی هستند، فقیهانه فکر میکنند یا عارفانه به سر میبرند، برخی جمع میکنند بین عرفان و فقه؛ ولی جمع مکسر و گروه اندکی جمع میکنند بین عرفان و فقه به جمع سالم که بهتعبیر حکیم سبزواری(قدس سره) در تعلیقهایی که بر أسفار دارد، میفرماید: این توفیق نصیب همه افراد نمیشود که بتوانند بین این معارف جمع سالم کنند. امام از نوادر فقها و عرفایی بود که توانست بین عرفان و فقه جمع سالم بکند. آن بخشهای فقه اصغر را که در ایران اسلامی بهصورت قانون اساسی درآمده و بهلطف الهی توانست، این کشور را از استعمار و استبداد و استحمار و امثال آن نجات دهد و مسئولیت آن را به عهده ما واگذاشت که ما مؤظف هستیم، نه بیراهه برویم و نه راه کسی را ببندیم و امیدواریم، این کشور از گزند اختلاس و نجومی مصون بماند و از غارت و چپاول محفوظ بماند، ]لیقوم الناس بالقسط[3 سامان بپذیرد، نه کسی بیراهه برود و نه راه کسی را ببندد. به امید آنروز که امام به امید آن زمان و این زمین قیام کرد و انقلاب نمود.

اما چهره عرفانی امام که ولایت فقه اکبر را میطلبد نه ولایت فقه اصغر را، فصوص و فتوحات میطلبد نه خصوص جواهر را، جمع بین فتوحات و جواهر به جمع سالم، کار رادمرد فحلی چون امام است. امام(قدس سره) در آن مصباحالهدایه در مصباح بیستوهفتم میگوید: اولینباری که من به حضور استادم مرحوم آیتالله شاهآبادی مشرف شدم از ]إنا انزلناه فی لیلة القدر[4 سؤال به میان آمد. آن بزرگحکیم و بزرگاستاد که بهبرکت اهلبیت(علیهم‌السلام) میگوید دعا، قرآن صاعد است5 فرمود: در ]إنا انزلناه[ ضمیر به آن مقام «غیب الغیوبی» برمیگردد و نزول آن به قلب مطهر پیغبمر(صلوات الله و سلامه علیه) است.6 اگر گفته میشود، حقیقت «لیلة القدر» وحی و نبوت است و اگر گفته میشود، «لیلة القدر» حقیقت پیغمبر(صلوات الله علیه) و اهلبیت(علیهم‌السلام) است و اگر در خصوص فاطمه زهرا(علیها السلام) آمده است که حقیقت «لیلة القدر» است،7 از همین جاها پیدا شده است. روایاتی که در این زمینههاست، راهنمای این طرز فکر است که لیله قدر، عبارت از ظهور غیبی ذات أقدس الهی در قلب مطهر پیغمبر(صلوات الله علیه) است. علیبن ابیطالب(علیه السلام) که نفس پیغمبر(صلوات الله علیه) است ]و أنفسنا و أنفسکم[8 همین است و اهلبیت(علیهم‌السلام) که نور واحد هستند9، همه اینها مجرا و مهبط وحی این حقیقت هستند؛ منتها بهوساطت پیغمبر(صلوات الله علیه)؛ این یک مطلب.

مطلب دیگر این است که انبیا در یک حد و یکسان نیستند؛ چون فرمود: ]فضلنا بعض النبیین علی بعض[10، چه اینکه مرسلین و رسولان الهی یک درجه نیستند؛ ]تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض[.11 اگر انبیا و مرسلین در یک حد نیستند، علمای راستین چون امام(قدس سره) که وارثان انبیایند «العلماء ورثة الأنبیاء»12، آنها هم در یک حد نیستند؛ بعضی فقیه فقه اصغر هستند؛ بعضی فقیه فقه اکبر هستند؛ بعضی جمع میکنند به جمع مکسر و بعضی جمع میکنند به جمع سالم که بحث آن گذشت.

امام(قدس سره) در این بخش سوم قرار دارد که بین فقه اکبر و اصغر جمع کرد؛ بین ولایت فقیه جواهری و بین ولایت فقیه فصوصات و فتوحاتی جمع کرده است. با چه قدرتی در صدد جمع اینها بود؟ با قدرت قرآنی و سرمایه قرآنی؛ قرآن که فرمود: انبیا و رسولان یک حد نیستند، قدرتهای اینها هم یک سطح نبود؛ برد حکومتی اینها هم یک سطح نبود؛ وزن و وزان سلطنت اینها هم یک سطح نبود. وقتی قدرت سلیمان و داوود(علیهم السلام) را ذکر میکند که ]قتل داود جالوت[13 و رهبر انقلاب شد، وقتی جریان ملک سلیمان را ذکر میکند که ما باد را مسخر [او] کردیم؛ بهطوریکه ]غدوها شهر و رواحها شهر[،14 این باد که در تسخیر سلیمان(علیه السلام) بود، بامداد راه یکماهه میرفت، شامگاه راه یکماهه میرفت؛ یعنی یک روز راه دو ماه را طی میکرد. این قدرت فضایی وجود مبارک سلیمان(علیه السلام) است؛ اما وقتی به وجود مبارک پیغمبر اسلام(صلوات الله علیه) میرسد، میفرماید: یک شبه راه هزارساله میروی ]لیلة القدر خیر من ألف شهر[؛15هزار ماه کجا، دو ماه کجا! او روزی بهاندازه دو ماه راه میرود و این پیغمبر یکشبه بهاندازه هزار ماه راه میرود. اگر شاگردی از این مکتب چنین سرود: «کاین طفل یک شبه ره صد ساله میرود»16 مجاز است که بگوید: «یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود».17

در آن نامه، بزرگمرجع جهان اسلام که برای جناب میخائیل گورباچف مینویسد، آنجا سخن از فقه فصوص و فتوحات است؛ فرمود در فتوحات این است؛ در فصوص این است؛ حرفهای ابنعربی این است. باید کسانی به ایران اسلامی بیایند و این معارف بلند را از حوزه پربرکت قم و امثال قم فرا بگیرند؛ آنجا نامه از فتوحات و فصوص است و اینجا دستور از فقه جواهری است؛ هم والی ولایت فقیه جواهری بودند و هم والی ولایت فقه عرفانی بودند که توانستند، بلنداندیشی کنند؛ نه بیراهه بروند و نه راه کسی را ببندند. به این فکر بود که آن قطب عظیم سیاسی آن روز را با نامه تعلیم کند و نه تسلیم. هیأت اعزامی را دستور داد، این نامه را تعلیم کنید و نه تسلیم. هیأت اعزامی هم تعلیم کرد و نه تسلیم. این مقام شامخ عرفان است.

آن وقت این بزرگمرجع، این بزرگفقیه، این بزرگراهنما اجازه میدهد که کشور ـ معاذلله ـ ارباً ارباً بشود؟! سخن از اختلاس باشد؟! سخن از نجومی باشد؟! سخن از افتخار باشد که ما کشف بکنیم، چه کسی اختلاس کرده و چه کسی نجومی برده است؟! گرانی و آسیب اقتصادی باشد؟! او آسمانی فکر میکند نه زمینی، او الهی فکر میکند نه زمینی، راه امام یعنی این! اگر گفته شد، انبیا آمدند مخصوصاً وجود مبارک پیامبر(علیهم آلاف التحیة و الثناء) برای اینکه اخلاق را زنده کنند، اخلاق تنها تواضع فردی و خانوادگی نیست؛ حکومت و سلطنت مقدمه اخلاق است؛ ]لیقوم الناس بالقسط[. عدل بهترین فضیلت اخلاقی است. انسان عادل نه بیراهه میرود و نه راه کسی را میبندد؛ نه دست او آلوده است و نه فکر او خطا میکند. اگر حکومت است، برای برقراری عدل است که از بهترین فضایل اخلاقی است؛ ]لیقوم الناس بالقسط[. اگر درباره نوح پیغمبر(علیه السلام) است، ]أرسلنا نوحا إلی‏ قومه[18 برای اینکه اینها قائمبهقسط بشوند، اگر در بخشهایی از سوره «حدید» مسأله نبوت و حکومت را ذکر میکند که ]لیقوم الناس بالقسط[، حداقل عادل بودن و قائم به قسط بودن است که از این فرومایهتر شدن و از این پایین آمدن و فرومایه شدن، دوزخی را به همراه دارد و این حداقل است.

حد میانی آن این است که بعداز اینکه انسان عادل بود، قائمبهقسط بشود. بعداز آن هم ]قوامین بالقسط[19 بشود؛ ]قوامین لله شهداء بالقسط‏[20 بشود. قوامین بودن کار هر کسی نیست. امام میطلبد که «قوام بالقسط» باشد؛ چه اینکه «قائم بالقسط» شدن هم، بهره هر کسی نیست. حداکثر کاری که از افراد عادی برمیآید، همین عادل بودن است؛ اما «قیام بالقسط» مطلبی دیگر است.

غرض این است که اخلاق، هدف و حکومت، وسیله است که به این بارگاه امین باید رسید و امام(قدس سره) با ولایت فقه اکبر برای میخائیل گورباچف آنطور نامه مینویسد و با داشتن ولایت فقه اصغر، ایران اسلامی را احیا میکند و از استبداد، استعمار و استحمار آزاد میکند و با جهان ارتباط برقرار میکند؛ اما عزیزانه با همه کشورهایی که نه بیراهه میروند، نه گزندی دارند، نه مرموزانه کار میکنند، نه قصد ایذاء دارند، رابطه سلیم و عاقلانه برقرار میکند؛ بهطوریکه ملت زنده باشد؛ هم جنبه جهانی حفظ بشود و هم رسالت خود امام(قدس سره).

او را ]إنا انزلناه فی لیلة القدر[ به راه انداخت، او را این سه آیه سوره مبارکه «توبه» و «فتح» و «صف» به راه انداخت که قرآن و اسلام آن است که جهانی، همگانی و همیشگی باشد. این سه آیه را امام کاملاً در نظر داشت. انقلاب برای این نیست که ایران را آزاد کند، انقلاب برای این است که قرآن را جهانی کند؛ ]هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله[.21 تا کسی مکتبهای جهان را نشناسد، نداند حکما و سیاستمداران غرب و شرق چه میگویند و شمال و جنوب چه میگویند، نمیتواند قرآن را فخر آنها قرار بدهد! فرمود: شما مؤظف هستید که قرآن را جهانی کنید، کسی که از حرم تا جمکران، از جمکران تا حرم فکر میکند، ممکن است جهانی حرف بزند؛ ولی قمی فکر کند. فرمود شما جهانی حرف بزنید و جهانی فکر بکنید! ببینید در سوره «توبه» فرمود: ]هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون[. در سوره «فتح» همین مضمون است، منتها اختلافی که بین این سه سوره است، در آن بخش پایانی است. این کار امام(قدس سره) بود و اگر کسی بخواهد - إنشاءالله- راه امام را طی کند و این راه را و این نام را زنده نگه دارد، باید جهانی حرف بزند و جهانی فکر بکند، شاگرد امام باشد در جمع بین دو فقه اکبر و اصغر!

به امید پیروزی جهان اسلام و قرآن کریم و عترت طاهرین بر آن روز!

امیدواریم ذات أقدس الهی نظام ما را، رهبر ما را، مسئولان ما را، امت ما را، نیروهای نظامی و انتظامی ما را، فرد فرد این ملت و امت بزرگ و بزرگوار ایران اسلامی را، مشمول دعای خیر ولیعصر(اروحنا فداه) قرار بدهد!

«غفر الله لنا ولکم والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

..............................................

پینوشتها

1. الحکمة المتعالیة فیالأسفار العقلیة الأربعة، ج1، ص13؛

2. بنیان مرصوص امام خمینی(قدس سره)، ص87؛

3. سوره حدید، آیه25؛

4. سوره قدر، آیه1؛

5. صحیفه امام، ج‏13، ص32؛ «این دعاهاست که بهتعبیر بعضی از مشایخ ما می‏فرمودند که قرآن، قرآن نازل است؛ آمده است به طرف پایین و دعا از پایین به بالا می‏رود، این قرآن صاعد است»؛

6. مصباح الهدایة إلی الخلافة والولایة، ص27؛

7. تفسیر فراتالکوفی، ص581؛ «عن أبیعبدالله أنه قال ]إنا أنزلناه فی لیلة القدر[ اللیلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر...»؛

8. سوره آل عمران, آیه61؛

9. بحارالأنوار (ط ـ بیروت)، ج‏36، ص223؛ «یا محمد إنی خلقت علیا و فاطمة و الحسن و الحسین و الأئمة من نور واحد... »؛

10. سوره اسرا، آیه55؛

11. سوره بقره، آیه253؛

12. الکافی (ط ـ الإسلامیة)، ج‏1، ص32؛

13. سوره بقره، آیه251؛

14. سوره سبأ، آیه12؛

15. سوره قدر، آیه3؛

16. غزلیات حافظ، غزل225؛ «طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر ٭٭٭ کاین طفل یک شبه ره یک ساله میرود»؛

17. غزلیات حافظ، غزل۲۱۴؛ « دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه ٭٭٭ یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود»؛

18. سوره اعراف، آیه59؛ سوره هود، آیه25؛ سوره مؤمنون، آیه23...؛

19. سوره نساء، آیه135؛

20. سوره مائده، آیه8؛

21. سوره توبه، آیه33؛ سوره فتح، آیه28؛ سوره صف، آیه9.


خروج